قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

657

تاريخ الفي ( فارسى )

نقل است كه امير المؤمنين حسن پياپى زن مىخواست و طلاق مىداد و از اين جهت امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، مىفرمود كه دختر خود را به حسن تزويج مكنيد كه او مطلاق است . يعنى بسيار طلاق مىگويد . امّا دختران و زنان به تزويج آن حضرت مايل بودند ؛ چه از پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، شنيده بودند كه هرزن كه مساس حسن ، عليه السّلام ، دريابد آتش دوزخ بر وى حرام باشد . و نيز به سمع آن طبقه رسيده بود كه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، در ايّام طفوليت امام حسن ، عليه السّلام ، بسيار بر ناف آن حضرت بوسه مىدادند ، لاجرم دوست مىداشتند كه تن ايشان به موضع مساس آن حضرت ، صلّى اللّه عليه و آله ، رسد تا آتش دوزخ بر آن جماعت حرام گردد . در مسند موسلى « 1 » از جابر انصارى ، رضىّ اللّه عنه ، روايت كرده كه روزى رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، در مسجد بود كه امام حسن آمد و بر پشت مبارك رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، برآمد . رسول او را از پشت بر نگرفت تا غايتى كه امام حسن به اختيار خود نزول كرد . و آن سرور در شأن امام حسن ، عليه السّلام ، فرمود : اللّهمّ إنّى احبّه [ و احبّ ] محبّه . يعنى : اى بار خدايا من حسن را دوست مىدارم و دوستداران او را نيز دوست مىدارم . و از امام حسن ، عليه السّلام ، است : يابن ادم عفّ عن محارم اللّه تكن عابدا . يعنى : اى بنى آدم دور باش از آنچه خداى سبحانه و تعالى حرام گردانيده تا به مرتبهء عبادت رسيده باشى . و ارض بما قسم اللّه تكن غنيّا . و راضى شو به آنچه حق سبحانه و تعالى جهت تو قسمت كرده تا بهره‌اى از غنا يافته باشى . و أحسن جارك تكن مسلما . و نيكو همسايگى كن با همسايهء خود تا مسلمان باشى . و صاحب النّاس بما تحبّ أن تصاحب تكن عادلا . و مصاحبت كن با مردم به آن طورى كه دوست مىدارى كه با تو مصاحبت كنند تا عادل باشى . حافظ ابو نعيم ، عليه الرحمه ، در كتاب حلية الأبرار « 2 » آورده كه روزى امير المؤمنين على از امام حسن پرسيد : يا بنىّ ما السّداد ؟ يعنى : اى پسر من راستى چيست ؟ امام حسن گفت : راستى عبارت است از دفع منكر به معروف . بعد از آن پرسيد : شرف چيست ؟ عرض كرد : شرف عبارت است از احسان به خويشان و دفع اذيت از ايشان . پس فرمود : اى پسر ! جوانمردى چيست ؟ عرض كرد : بذل در حالت توانگرى و فقر . بعد از آن فرمود : بخل چيست ؟ گفت : آن است كه [ كسى ] اعتقاد كند كه : آنچه نفق كرده‌ام « 3 » تلف شد و آنچه نگاهداشته‌ام شرف و ذخيرهء

--> ( 1 ) . در كشف الظنون ، و ديگر منابع كتابشناسى مشخّصات اين كتاب پيدا نشد . ( 2 ) . حلية الأبرار و شعار الأخيار فى تلخيص الدعوات و الأذكار ، در موضوع حديث ، نوشتهء امام محيى الدين ابو ذكريا يحيى بن شرف بن مرو نووى شافعى ؛ ( وفات 676 ه . ق . ) - كشف الظنون ، ج 1 ، ص 688 . ( 3 ) . هرسه نسخه : نفقه كند . - و .